خرید بک لینک

کنار هم نشسته بودیم زل زده بودیم به آسمون
پرسید از چی میترسی؟
نگاش کردم و گفتم از تنهایی؛ بغلم کرد...
پرسید الان چی؟
گفتم هنوزم از تنهایی
اما حالا بیشتر
خیلی بیشتر...

برچسب: نویسنده: آناهیتا مرادی تاريخ: چهارشنبه 10 بهمن 1397 ساعت: 19:52

درست وسط مهر مهرش به دام نشست

برچسب: نویسنده: آناهیتا مرادی تاريخ: چهارشنبه 10 بهمن 1397 ساعت: 19:52

من تا اخرش باهاتم...

برچسب: نویسنده: آناهیتا مرادی تاريخ: چهارشنبه 10 بهمن 1397 ساعت: 19:52

تو دنیای قشنگ من قشنگ ترین رنگ چشم رنگ چشمیه که هر بار ببینیش دلت هری بریزه پایین ، مثل این آبنما های جاده که با سرعت میری... قشنگ ترین مو ها موهاییه که صبح که شد خورشید از پنجره افتاد تو چشمت ، پهن

برچسب: نویسنده: آناهیتا مرادی تاريخ: چهارشنبه 10 بهمن 1397 ساعت: 19:52

رسم پاییز همینه

ولی فصلها عوض میشن ، متوجهی که؟!

رمز وب

برچسب: نویسنده: آناهیتا مرادی تاريخ: چهارشنبه 10 بهمن 1397 ساعت: 19:52

لقد ولدت لأحبك

برچسب: نویسنده: آناهیتا مرادی تاريخ: چهارشنبه 10 بهمن 1397 ساعت: 19:52

صفحه بندی